جهان رويا در اسارت زندگي
نگاهي به نمايش"يك رويا" نوشته و كار زهره بهروزي‌نيا
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1386  ساعت 11:29:00 AM      تعداد بازدید: 22
ايران تئاتر -  سرویس نقد    مهدي نصيري
 

نمايش عروسكي به رغم محدوديت‌هايي كه از حوزه اجرا شامل مي‌شود، واجد يك ويژگي منحصر به فرد در حوزه بيان نامحدود و روايت نيز هست. دنياي عروسك‌ها براي بيان شاعرانه موضوعات و مفاهيم نامحدودِ نمايشي، گستره‌اي وسيع و مناسبي ‌ايجاد مي‌كند كه نمونه مشابه آن را در ديگر شكل‌هاي نمايشي نمي‌توان ديد. عروسك‌ها و دنياي مجازي‌شان مي‌توانند به راحتي تماشاگر را وارد ‌فضايي مجازي و غير واقعي‌‌ كنند كه ممكن است كارگردان يك نمايش در نظر داشته باشد.
نمايش عروسكي"يك رويا" نيز حوزه بيانش را بر اين اساس انتخاب كرده است. ايده نمايش ريشه در قطعه شعر كوتاهي از فروغ فرخزاد دارد كه زهره بهروزي‌نيا آن را در بروشور هم آورده است:
«پرنده كوچك بود/ پرنده فكر نمي‌كرد/ پرنده روزنامه نمي‌خواند/ پرنده قرض نداشت...»
يك شعر مي‌تواند به راحتي فضايي را براي زندگي تعدادي شخصيت و دنياي اين شخصيت‌ها فراهم آورد. نمايش زهره بهروزي‌نيا نيز اين ويژگي را دارد. "يك رويا" حاصل پرورش يك ايده سابژكتيو است؛ ايده‌اي كه نويسنده و كارگردان نمايش از فضاي موضوعيِ يك شعر گرفته است.
در قطعه شعر كوتاه فروغ يك پارادوكس مطرح مي‌شود كه با بررسي آن مي‌توان دو شخصيت يا حوزه شخصيتي را نتيجه گرفت. "پرنده" يكي از اين شخصيت‌هاست و وقتي كه در برابر افعالي چون روزنامه خواندن، قرض داشتن و فكر كردن قرار مي‌گيرد، يك شخصيت پارادوكسيكال ديگر را نتيجه مي‌دهد كه بلافاصله ذهن را به سمت اسارت‌هاي زندگي انسان مي‌برد...
ادامه مطلب را در سایت ایران تئاتر بخوانید

نگاهي به نمايش"دن رافائل" نوشته و كار سليم جنت‌آوا

                                                                                                               مرگ روياهاي پوشالي
شنبه 22 اردیبهشت 1386  ساعت 12:28:00 PM      تعداد بازدید: 21
ايران تئاتر -  سرویس نقد  

مهدي نصيري:
همان گونه كه از عنوان نمايش پيداست، با يك متن"شخصيت محور" روبه‌رو هستيم. ساختمان نمايشنامه"دن رافائل" يك شبكه مقطعي و مدور را براساس حركت عرضي قهرمان شامل مي‌شود. شايد به همين دليل است كه ساختار آن ابعاد و فراز و فرودهاي يك داستان دراماتيك را ندارند و ‌ تنها براساس پرداخت فضاي محدود پيرامون قهرمان شكل گرفته است.
داستان با معرفي قهرمان و دنياي آرماني و روياهاي ذهني او آغاز مي‌شود و همزمان با تلفيقي از آرمان‌ها و واقعيت‌هاي تلخ زندگي او پيش مي‌رود؛ در ميانه مسير روايت، بيشتر به واقعيت‌ها و عينيات گرايش پيدا مي‌كند و در پايان با كنار زدن ابعاد آرماني زندگي قهرمان و رها كردنش در واقعيت ناگزيرِ زندگي نتيجه‌گيري مي‌شود. اين مسير ساده و قابل پيش‌بيني تنها يك قالب داستاني را در اختيار نمايش قرار مي‌دهد تا در بستر آن اجرا شكل بگيرد.
بنابراين روند روايت داستان براساس اين ساختار ساده قابليت‌هاي دراماتيك و نمايشي آن را محدود مي‌سازد و حتي مي‌توان گفت كه در مجموع، اجازه ظهور اين قابليت‌ها را در صحنه نمي‌دهد. قهرمان محوري"دن رافائل" در طول مدت اجراي نمايش تنها فرصتي پيدا مي‌كند كه خودش را با آرزوها، آرمان‌ها و روياهايش به مخاطب بشناساند و پس از حركت در مسير عرضي رويدادهاي كم ارزش نمايشي دوباره به نقطه آغازبرگرداند...
                                                                         
 
ادامه مطلب را در اینجا بخوانید.

 

دانشجويان انگيزه هاي بزرگ ندارند


چهارشنبه 19 ارديبهشت ماه 1386   02:11
 
 
 

:دهمين جشنواره تئاتر دانشگاهي با همه ضعفها و قوتهايش به پايان رسيد و پرونده آن دست کم تا چند ماه ديگر بسته خواهد بود؛ اما آنچه درباره اين جشنواره که از رويدادهاي مهم تئاتري کشور ماست ، اهميت دارد ، اين است که بايد مسير آن را از زواياي مختلف مورد بررسي ، تحليل و انتقاد قرار داد.
آيا اين جشنواره پس از يک دهه برگزاري توانسته در راستاي پيشرفت اهداف تئاتر دانشجويي قرار گيرد؟
دکتر قطب الدين صادقي از مدرسان و صاحب نظران شناخته شده حوزه تئاتر دانشجويي است. وي علاوه بر سمتهايي که به عنوان مشاور و داور در چند دوره جشنواره تئاتر دانشگاهي داشته ، طي 3 دهه اخير در ارتباط و تعامل مستقيم و مستمر با دانشجويان و دانشگاه نيز بوده است. در اين گفتگو سعي کرده ايم وضعيت دانشجويان و تئاتر دانشجويي را با ايشان مرور کنيم و زوايايي از آن را مورد ارزيابي قرار دهيم.

تئاتر دانشجويي چگونه تئاتري است؟
در همه جاي دنيا تئاتر دانشجويي ، تئاتري برخاسته از محيط و فرهنگ و جواني است ؛ يعني در واقع پايگاه فرهنگي و اجتماعي آن دانشجويان هستند و فضاي اجتماعي ، فرهنگي و سياسي اش فضاي دانشگاه است.
کساني که اين نوع تئاتر را کار مي کنند دانشجويانند و مخاطبانشان هم بيشتر افراد دانشگاهي و دانشجويان هستند يا بايد باشند که نمايش ها، نمايش زندگي و انديشه آنان است. پس چون دانشجوها جوانند و فضاي دانشگاه از نظر فکري پويا و از نظر اجتماعي باز است ، مي توان در آن ارزشهاي جديد را فراگرفت و ارزشهاي کهن را نقد کرد. در مجموع يک تحرک فکري ، فرهنگي و پژوهشگري در دانشگاه وجود دارد و در آن جسارت و شادابي زيادي هم هست. اين نسل اصلا نبايد محافظه کار باشد. آنها دنيا را به يک شيوه آرماني تصور مي کنند و مي آموزند، بنابراين چيزي براي از دست دادن ندارند...

ادامه این گزارش را در اینجا بخوانید.

گزارشي پيرامون دومين دو سالانه بين المللي پوستر جهان اسلام ؛

 

 گفتگوي طرحها و رنگها

دومين دو سالانه بين المللي پوستر جهان اسلام با حضور جمع كثيري از هنرمندان عرصه طراحي پوستر و گرافيستهاي 38 كشور جهان به همت مؤسسه فرهنگي هنري صبا از سوم ارديبهشت ماه كار خود را آغاز كرد.
انديشه و خلاقيت بصري هنرمنداني از سراسر دنيا براساس يك محور مشترك؛ هويت فرهنگي، معنوي و تمدني در اين نمايشگاه در قالب طرحهاي گرافيكي و پوسترها جمع آمده تا در معرض ديد عده زيادي از علاقه مندان اين هنر و صاحبنظران و پژوهشگران قرار گيرد.
بعد ازظهر يك روز ميان هفته براي بازديد و تهيه گزارش به نمايشگاه مي روم. جمعيت زيادي از بازديدكنندگان در گالريهاي مختلف فرهنگسراي صبا مشغول تماشاي آثار هستند. در يكي از گالريها چند جوان در مقابل يكي از تابلوها ايستاده اند و سخت مشغول بحث در مورد پوستري هستند كه با طرحها و خطوط مينياتوري، كلمه «رسول ا...» در آن ترسيم شده است.
در سمتي ديگر، عده زيادي از جوانان به آرامي تك تك آثار را نگاه مي كنند و از سالني به سالن ديگر مي روند. در سالن سينما تك مؤسسه صبا نشست و سخنراني با محوريت موضوع گرافيك در حال برگزاري است و عده زيادي هم پس از تماشاي آثار به سالن سينما تك مي روند.
فكر نمي كردم در اين ساعت از روز چنين استقبالي از نمايشگاه ببينم. آن هم در شرايطي كه تنها چند روز از افتتاح نمايشگاه گذشته و هنوز اطلاع رساني كامل و گسترده اي در اين مورد صورت نگرفته است.
سپيده نوذري يكي از بازديدكنندگاني است كه همراه همسرش به نمايشگاه آمده است. او خودش را دانشجوي گرافيك دانشگاه تهران معرفي مي كند و مي گويد: خيلي خوب است كه اين گونه نمايشگاهها و دو سالانه ها در تمام مدت سال - به ويژه از اوايل سال كه مدتي است فعاليتهاي فرهنگي به حالت نيمه تعطيل درآمده اند- برگزار شوند.
وي مي افزايد: من فكر مي كنم كه براي پيشرفت يك دانشجو يا هنرآموز گرافيك هيچ چيز بهتر و مفيدتر از ديدن آثار متفاوت هنرمندان طراح اين رشته نباشد. دو سالانه پوستر جهان اسلام در اين زمينه اتفاق خيلي خوبي است. از اين اتفاقات در طول سال چند بار بيشتر رخ نمي دهد و به نظر من بايد نهايت استفاده را از اين فرصتها برد.
وي خاطرنشان مي كند: اين سومين بار است كه طي چهار روز گذشته به نمايشگاه آمده ام و سعي مي كنم كه به دقت تابلوها را نگاه كنم و ويژگيهاي آنها را به خاطر بسپارم.
يكي از مهمترين ويژگيهاي دوسالانه پوستر جهان اسلام بين المللي بودن آن است.
در اين دوسالانه فرصتي فراهم مي شود كه آثار ايراني در كنار آثار زيادي از ديگر كشورهاي جهان همچون فرانسه، آمريكا، سوئيس، ايتاليا و آلمان قرار گيرند. شايد اين بهترين فرصت باشد كه ابزار و خلاقيتهاي متفاوت در بستر يك موضوع مشترك كاربرد پيدا مي كنند. اين فرايند، امكان مقايسه و بررسي در مورد آثار را به راحتي فراهم مي سازد و مسلماً نتيجه آن مي تواند در زمينه رشد و پيشرفت هنر طراحي كشورمان مؤثر باشد.
حبيب ا... صادقي (دبير دوسالانه پوستر جهان اسلام) در مورد تأثير و تحولي كه برگزاري اين دوسالانه مي تواند در پوستر ايران داشته باشد، مي گويد: مسلماً مطالعه اين بخش از كارهاي فرهنگستان حوزه تمدني جهان اسلام و فرهنگ ايران است و تأثير حاصل از انديشه ديني و لطافت، ذوق، اعتدال و حكمت روح و نگاه ايراني رايحه دلنوازي به انديشه و هنر ديني بخشيده است. اين يك حوزه مطالعه است كه به نمايش درمي آيد. حوزه جهان اسلام دانش، انديشه و خلاقيت هنرمندان جهان اسلام را در معرض سنجش و داوري قرار مي دهد و مسلماً مطالعه و بررسي آثار تأثير خوبي در كليت هنر گرافيك ما خواهد داشت، همان طور كه دوسالانه در دوره اول توانست به چنين موفقيتي دست پيدا كند.
وي در مورد پيشرفتهايي كه امروز ابزار جديد را در اختيار هنرمندان گرافيست قرار داده است، مي گويد: امروزه لحظه به لحظه تكنولوژي و ابزار جديدي براي طراحان پوستر و هنرمندان گرافيست به وجود مي آيد و مسلماً اين امر امكانات اجرايي و محدوده به كارگيري ابزار را هم براي هنرمند گسترده تر مي سازد. هنرمند مسلمان بايد ضمن استفاده از اين امكانات، رجوع بيشتري به خلاقيتهاي ذهني نيز داشته باشد. هنرمند جهان اسلام وظيفه اش خطير مي نمايد و جهان منتظر اين است كه چهره تاريخي هنرمند جهان اسلام را در بخشهاي ديگر معرفتي و انديشه و علوم همراه با دستاوردهاي بزرگتر آن براي بشريت را مشاهده كند.
صادقي در مورد نتايج اين دوسالانه نيز مي افزايد: سرفصلها و نتايج علمي و پژوهشي كه از اين دو سالانه ها به دست مي آيد قطعاً غير از برگزاري نمايشگاه است، خروجي آن پژوهشي و علمي است كه بايد بعداً منتشر شود و ما بايد از كارهاي تكراري چشم پوشي كنيم و كارهاي موازي نكنيم.
ابراهيم حقيقي (هنرمند هنرهاي تجسمي) در مورد اهداف اين دوسالانه مي گويد: يكي از اهداف اين دوسالانه ايجاد انگيزه، نشاط و تحرك بيشتر در فضاي پوستر ايران و جهان اسلام اعلام شده و اين بستگي دارد كه ما چگونه به درست و خوب برگزار كردن آن دست يابيم. نكته ديگر ارتباط و تعاملات هنرمندان مختلف جهان در اين بينال است كه بايد گفت، هر نمايشگاه و بينال جهاني در حيطه هنرهاي تجسمي در رشد بينش، تفكر و رفتار تمام هنرمندان تأثيرگذار است. يك نكته مهم ، چگونگي ارايه آخرين پيشرفتها، قابليتها و تحولات پوستر و گرافيك در اين دوسالانه است كه عملكرد باز، يافتن طراحان و آثار بيشتر، با تنوع زياد يكي از راهكارهاي رسيدن به اين مقصد است.
تنوع آثار شركت كننده در دومين دو سالانه پوستر جهان اسلام يكي از مهمترين ويژگيهاي اين نمايشگاه است.
اين دوسالانه در چهار بخش «پيامبر اعظم(ص)»، «فلسطين»، «مفاخر فرهنگي جهان اسلام» و «فرهنگ و هويت اسلامي» آثار متعددي را از هنرمندان سراسر جهان به نمايش گذاشته و مسلماً تنوع و گستردگي بيشتري را باعث شده است.
به ويژه بايد بين المللي بودن و تعدد كشورهاي شركت كننده در نمايشگاه را نيز مورد اشاره قرار داد، به خصوص آن كه مسلمانان زيادي هم از كشورهاي اروپايي و آمريكايي در اين دوسالانه شركت دارند و اين امر مي تواند طرح انديشه ها و افكار بيشتري را در مورد موضوع مشترك «اسلام» به نمايش بگذارد. بنابراين در اين دوسالانه يك گفتمان هنري از طرحها و رنگها ايجاد مي شود كه علاوه بر تأثيرات هنري، حتماً دستاوردهاي فرهنگي خوبي را هم در جهان اسلام نتيجه خواهد داد.
كيفيت آثار شركت كننده در دوسالانه پوستر جهان اسلام نيز از جمله مباحثي است كه مسلماً اهميت فوق العاده اي خواهد داشت. هر چند كه دوسالانه پوستر جهان اسلام پيش از اين تنها يك دوره برگزاري را تجربه كرده است، اما به گفته دبير اين دوسالانه، همراهي هنرمندان ممتاز ملي در دوره اول و بررسي و پژوهش در مورد نقاط قوت و ضعف دوره اول دستاوردهاي بسيار خوبي داشته كه در اختيار دومين دوره اين دوسالانه قرار داده شده است.
مهدي مهديان (هنرمند شركت كننده در دوسالانه) در اين رابطه معتقد است: دوسالانه بين المللي پوستر جهان اسلام در دومين دوره برگزاري، كيفيت بالاتري را تجربه مي كند.
مهديان حضور جامع طراحان گرافيك ايران و تمايل بيشتر طراحان خارجي براي حضور در اين دوسالانه را عامل مهمي در افزايش كميت آثار مي داند و مي گويد: نگاه هيأت انتخاب آثار كه به نسبت دوره گذشته معيارهاي بالاتر و دقيقتري را مدنظر داشته اند، مجموعه پوسترهاي قابل تأملي را در كنار هم قرار داده است.
وي همچنين حضور جوانان طراح را در اين دوسالانه يك اتفاق خوب مي داند و مي گويد: كارهاي قابل اعتناي جوانان ادامه حركت رو به رشد گرافيك ايران را نويد مي دهد.
دومين دوسالانه پوستر جهان اسلام در حالي دومين تجربه جدي اش را پشت سر مي گذارد كه «پوستر» ايران در سالهاي اخير رشد چشمگيري را در زمينه هاي كمي و كيفي داشته است. از اين منظر بايد برگزاري نمايشگاه پوستر جهان اسلام را اقدامي مؤثر در جهت پيشرفت بيشتر اين هنر و صنعت دانست.
دومين دوسالانه پوستر جهان اسلام از سوم ارديبهشت ماه در مؤسسه فرهنگي صبا افتتاح شده و تا 27 ارديبهشت پذيراي علاقه مندان خواهد بود.

نوشته شده در روزنامه قدس توسط مهدي نصيري -۱۷  اردی بهشت ۱۳۸۵

نگاهي به فيلم «شب بخير فرمانده» ساخته انسيه شاه حسيني ؛

 

 نقبي به درون واقعيت

 

«انسيه شاه حسيني» متولد 1333 گرگان است. فارغ التحصيل كارگرداني لادن مستوفیسينما و فعاليتهايش را با فيلمنامه نويسي و كارگرداني فيلمهاي كوتاه آغاز كرده است. شاه حسيني پس از چند سال فيلمسازي كوتاه، نوشتن براي فيلمهاي بلند را با «دل نمك» (1368) آغاز كرده و فيلمنامه «آب را گل نكنيد» (1368)، «اوينار» (1370) و «مجروح جنگي» (1377) را هم نوشته است.
نخستين فيلم بلندش «غروب شد بيا» (1383) بود كه پس از نمايش در سينماها با وجود اينكه تماشاگران زيادي را به سينماها نبرد مورد توجه برخي منتقدان قرار گرفت.
اين فيلم روايت ساده اي از زندگي ساحل نشيناني بود كه در برابر مشكلات بسيار زندگي شان شانه خالي نمي كردند و دست به مبارزه مي زدند.
«شب به خير فرمانده» (1384) دومين فيلم بلند شاه حسيني مي باشد كه باز هم موضوع جنگ را دستمايه كار قرار داده است.
داستان اين فيلم در مورد يك خبرنگار جنگي است كه هنگام عمليات از سايرين جدا افتاده و راه را گم مي كند. آشنا نبودن با منطقه و وضعيت بدجوي، خبرنگار جوان را با مشكلات و شرايط سختي روبرو مي نمايد و...
«شب به خير فرمانده» به گفته شاه حسيني براساس تجربيات واقعي خود او نوشته و ساخته شده است. نگاهي به سوابق كاري اين كارگردان، يادآور اين نكته مي باشد كه شاه حسيني مدتي از دوران دفاع مقدس را به عنوان خبرنگار در جبهه ها بوده است. شايد انتخاب قهرمان خبرنگار زن و قرار دادن او در رأس ماجراهاي «شب به خير فرمانده» حاصل تجربيات واقعي و مشاهدات عيني كارگردان خبرنگار فيلم در جبهه بوده باشد. به هر حال بايد اعتراف كرد كه انتخاب اين قهرمان و قرار دادنش در يك داستان جنگي توسط شاه حسيني انتخاب خوبي بوده است.
اين قهرمان و ويزيور دوربينش دست كم موضوع جنگ را از زاويه ديد جديدي در مقابل تماشاگر به تصوير مي كشند.لادن موستوفی
علاوه بر شخصيت قهرمان و ساختار داستان - كه براساس ماجراهاي او ترتيب داده شده است - «انسيه شاه حسيني» در زمينه فضاسازي روايت فيلم هم موفق بوده است. باز هم مي توان فضاسازي مناسب و نزديك به واقعيت فيلم را حاصل مشاهده واقعيات جنگ توسط كارگردان دانست.
شاه حسيني در مصاحبه اي گفته سعي دارد واقعيتهاي جنگ را به گونه اي متفاوت و جدا از كليشه ها و شعارهاي مرسوم به تصوير بكشد. او معتقد است كه با تعديل و گزينش واقعيتها مي توان تصوير بهتري از جنگ را براي مخاطبان ترسيم كرد.
در «شب به خير فرمانده» اين اتفاق تا اندازه زيادي روي داده است. در واقع كارگردان اين فيلم توانسته به ساختار متعادلي از داستان دست پيدا كند كه ارزش واقعيتها در آن باعث رشد كيفيت كار شده است. در واقع بهتر است اين طور بگوييم كه «انسيه شاه حسيني» در «شب به خير فرمانده» به خوبي توانسته واقعيتهاي موردنظرش را تحت يك ساختار و قالب داستاني مطلوب سينمايي به تعادل برساند.
فيلم «انسيه شاه حسيني» در عين حال كه تابع قواعد داستان نسبتاً خوبش است، در انتقال فضا و منظور موردنظرش هم موفق عمل مي كند.
جنگ در «شب به خير فرمانده» صرف نظر از همه تفاوتها و نوپردازيهايي كه كارگردان، به دنبال آن بوده، به نوعي تأثيرگذار و جدي پرداخت شده است. شروع هولناك فيلم در ميان سر و صداي شليك و انفجار، نخستين مرحله نمايش صحنه اين جنگ مي باشد. شاه حسيني شروع تأثيرگذار و آميخته با وحشت و هراس فيلمش را به عنوان قابليت حسي، داستاني و تصويري ادامه دار در طول مدت روايت فيلم مي داند.
در حقيقت «شب به خير فرمانده» نمايش جنگ و انسانهاي پيرامون اين واقعه است. پس كارگردان به تناوب هر دو حوزه را چه به صورت مستقل و چه در ارتباط با هم به تصوير مي كشد و در مقابل مخاطبانش به نمايش در مي آورد.
در «شب به خير فرمانده» نيز همچون «غروب شد بيا» جغرافياي مكاني كه در ارتباط با فاجعه جنگ قرار دارد مورد پرداخت قرار مي گيرد.
در اين فيلم هم «انسيه شاه حسيني» آدمهاي داستانش را كه همگي بوميان منطقه جنگ زده هستند در ارتباط مستقيم با فاجعه قرار مي دهد و صبر و مقاومتشان در برابر مشكلات را برجسته مي سازد. اين قهرمانان كاملاً عادي كه در معرض تهديد و خطر قرار گرفته اند با همه مشكلاتي كه دارند، همچنان زندگي مي كنند.
شاه حسيني در فيلمش قصد دارد تا اين زندگي را به مخاطبانش نشان بدهد. مظلوميت و زندگي دشوار بوميان منطقه سوژه فيلم اوست. شاه حسيني با داستان خوب و ريتم مناسبي كه براي فيلمش انتخاب كرده اين زندگي را به زيبايي تصوير مي كند.
لادن مستوفي هم در كنار بازيگران غيرحرفه اي فيلم به خوبي در نقاط مشخص داستان قرار گرفته و فيلم خوش ساختي را در ژانر جنگ به نمايش گذاشته اند.
در مجموع «شب به خير فرمانده» فيلم خوش ساخت و رواني است كه البته در اكران نوروزي امسال در كنار فيلم سطحي ديگر جنگي (اخراجي ها) قرار گرفت و با وجود همه قوتهايي كه داشت، نتوانست مخاطبان زيادي را به سينماها بكشاند.

نوشته شده در روزنامه قدس توسط مهدی نصیری در ۱۲ اردی بهشت ۱۳۸۵

گزارشی پیرامون وضعیت تئاتر دانشجویی:

 

فقر تئاتر دانشجويي


 
 
 
:دهمين جشنواره بين المللي تئاتر دانشجويي ، پس از معرفي برگزيدگان در تالار اصلي مجموعه فرهنگي - هنري تئاتر شهر به کار خود پايان داد.
بسياري از کارشناسان معتقدند که جشنواره تئاتر دانشجويي مي تواند ويترين آينده تئاتر کشور باشد. به همين دليل هم هست که اين جشنواره با همه کاستي ها و توانايي هايش همواره با حساسيت هاي خاصي همراه بوده است. خيلي از نگاهها که بيشتر منتقدانه اند، از دور و نزديک اين رويداد مهم تئاتري را زير نظر دارند و شايد به عنوان توانمندي تئاتر آينده انتظارات زيادي هم از آن داشته باشند، اما هرچه باشد، آنچه مهم است اين که جشنواره تئاتر دانشجويي اکنون پس از يک دهه برگزاري توانسته است دست کم به لحاظ ساختار اجرايي جايگاه ثبت شده و در خوري بيابد.

البته تغيير نام اين جشنواره از دانشجويي به دانشگاهي جزو مواردي است که احتمال تغيير ساختار جشنواره را نيز ممکن مي سازد. در واقع اين امر شايد گستره نامحدودتري از آثار را شامل شود و شکل جشنواره را از شکل دانشجويي و خاص آن خارج کند. دانشگاهي شدن جشنواره بخشهايي را در کنار آثار دانشجويي قرار مي دهد که مي توانند اصلا مربوط به حوزه دانشجويي نباشند.
از طرف ديگر، دائمي شدن دبيرخانه جشنواره از چند سال پيش از مهمترين عواملي بود که باعث شد اين رويداد هنري به گونه تثبيت شده تر ادامه يابد و مسلما با نتايج مطلوب تري نيز (دست کم از نظر سخت افزاري) همراه باشد. آنچه امروز بيشتر هنرمندان حوزه تئاتر دانشگاهي درخصوص آن اتفاق نظر دارند، اين است که اين جشنواره از نظر سيستم برگزاري و برنامه ريزي هاي ساختاري در مقايسه با سالهاي گذشته شرايط مطلوب تري را براي حضور آنها فراهم کرده است. تنوع بخشها، قوت گرفتن نسبي بخش بين الملل و نظم در برگزاري عواملي هستند که کيفيت ساختاري يک جشنواره را تعيين مي کنند.
محمودرضا رحيمي ، مدرس و داور جشنواره تئاتر دانشجويي بحث درباره جشنواره را اين گونه آغاز مي کند: جشنواره تئاتر دانشگاهي حرکتي است که از سوي مجمع کانون هاي دانشگاهي زيرنظر وزارت علوم و با زحمت مسوولان تئاتري و غيرتئاتري به وجود آمد و اکنون توانسته است مسيرش را تا 10 دوره ادامه دهد. من هم در چند سال گذشته اين توفيق را داشته ام که به عنوان بازبين و داور از نزديک شاهد باور عميق و تلاش دانشجويان باشم.
بايد اعتراف کنم بواقع يکي از اميدهاي دانشجويان ما حضور در اين جشنواره است. رحيمي دائمي شدن دبيرخانه جشواره تئاتر دانشجويي را کاملا مثبت ارزيابي مي کند و ادامه مي دهد: اين مساله امکان برنامه ريزي درازمدت را براي برگزارکنندگان جشنواره فراهم کرده و قطعا از نظر کمي باعث بهبود اجراي بخشهايي متعدد اين جشنواره شده است. از نظر کيفي نيز معتقدم دانشجويان حالا ديگر با اطمينان بيشتر به برنامه ريزي يکساله دست مي زنند. به عنوان يک گزارش دهنده که درون اين رويداد بوده ام ، صادقانه بگويم که کارهاي آنها به لحاظ کيفي با رشد چشمگيري مواجه بوده است.
حتي حضور بين المللي هم از شاخصه هاي رشد و بهبود جشنواره بوده و به همين نسبت آثار دانشجويان ما نيز مضامين جهاني را در برگرفته است. امسال ما درون جشنواره ورک شاپ هاي بين المللي و آثار خوب خارجي داريم که يک اتفاق خوب محسوب مي شوند.

حذف جسارت ها

اما چيستا يثربي ، مدرس دانشگاه با اين نظر که تئاتر دانشگاهي با رشد و پويايي همراه بوده چندان موافق نيست.
وي مي گويد: با وجود اين که در حال حاضر بهترين دوستانم از دانشجويان تئاتر هستند و نمي خواهم منکر خيلي از فعاليت هايشان بشوم ، اما معتقدم تئاتر دانشجويي ما پويايي خودش را از دست داده است. دوراني که من تازه کار نقدنويسي را شروع کرده بودم ، تئاترهاي دانشجويي بهترين آثار نمايشي بودند و يادم مي آيد آن زمان براي ديدن تئاتر در پلاتوهاي دانشگاه هنر، تالار مولوي و خانه نمايش اداره تئاتر روزشماري مي کردم و دلم مي خواست چند نمايش متفکرانه و شيوه اجرايي نوين را ببينم.
يثربي 2 ويژگي مهم را در ميان نمايش هاي سالهاي پيش دانشجويان برمي شمارد: نخست آن که نمايش ها جسورانه بودند و موضوعات علاوه بر به روز بودن نگاهي جهاني داشتند و اين بيشتر به محتوا و مضمون کارها برمي گشت. دوم اين که ، نمايش ها علاوه بر جسارت در طرح موضوع و محتوا از اين که شيوه هاي نوين ساختار و فرم را هم بيازمايند، ابايي نداشند. به عنوان مثال ، آن زمان کساني مثل محمدرحمانيان ، مهتاب نصيرپور و علي عمراني که دانشجو بودند، کار مي کردند و الان همه آنها سرمايه هاي تئاتر کشور هستند و تئاتر بدنه را تشکيل داده اند.
يثربي مي افزايد: نکته ديگري که درباره تئاتر دانشجويي بايد به آن توجه کرد، اين است که اين تئاتر هيچ ربطي به تئاتر حرفه اي ندارد. پيشتاز و جسورانه است و ترسي از تجربه کردن ندارد. چون بايد ذهن سيال و هوشيار به مسائل باشد، پس تئاتر منتقد است.

فراموش شدن دانشجويان


دهمين جشنواره بين المللي تئاتر دانشجويي با همه کاستي ها و قوتهايش پايان پذيرفت.
خيلي ها همچنان معتقدند که ديگر چند سالي است که اين جشنواره رونق ، طراوت و نوآوري هاي پيشين را ندارد و برخي نيز خلاف اين را بيان مي کنند. مثلا محمودرضا رحيمي يکي از اجراهاي تالار مولوي را نمونه مي آورد و مي گويد: در جريان اين اجرا تالار مولوي پر از تماشاگر بود و در طول آن نيز هيچ کس از سالن بيرون نرفت. اين نمايش يک کار خلاقه بدون کلام بود و در تمام مدت ، توجه تماشاگر را به خود جلب کرده بود. در حالي که رحيمي به کارهايي اشاره مي کند که در فرم ، اثري خلاق به شمار مي آيند؛ اما مشکل اصلي تئاتر دانشجويي نه فرم ، بلکه مضمون و محتواست.
در چند سال گذشته چند نمايش دانشجويي مي توان نمونه آورد که وقايع آن در خوابگاه هاي دانشجويي و کلاسهاي درس بگذرد. يا چند کار را مي توان مثال زد که بازتاب دهند. افکار، عقايد و نظرات سياسي و اجتماعي دانشجويان باشد. در آسيب شناسي تئاتر دانشجويي بايد گفت اصلي ترين و مهمترين نقطه ضعف آن ، فراموش شدن دانشجويان و مسائل آنهاست

اما متاسفانه در کشور ما مرز ميان اين نوع تئاتر با تئاتر حرفه اي از ميان رفته و هر دانشجويي براحتي مي تواند کارش را در تئاتر شهر روي صحنه ببرد. دليل آن هم اين است که تئاتر دانشجويي تعريف ، امکانات و سالن خاص خود را ندارد. بنابراين به مرزهاي تئاتر حرفه اي پا مي گذارد، دغدغه تماشاگر پيدا مي کند و طبيعتا نوگرايي ها در چنين شرايطي جاي خود را به ملاحظات و ملاحظه کاري ها مي دهند.

ادا در مي آورند

دکتر قطب الدين صادقي ، مدرس دانشگاه نيز وضعيت تئاتر دانشگاهي را چندان مطلوب ارزيابي نمي کند. صادقي به سالهاي گذشته اشاره مي کند و مي گويد: من چند سال داور جشنواره تئاتر دانشجويي بودم.
در اين چند دوره ، ما کوشيديم محدوديت ها را تا آنجا که ممکن است از ميان برداريم تا جسارت بچه ها حفظ شود و جلوي نوآوري شان را نگرفته باشيم. من معتقدم تئاتر دانشجويي بايد با جسارت همراه باشد. شکل و محتواي اين آثار بايد طراوت و نوآوري داشته باشند و دانشجويان سعي کنند اداي تئاتر حرفه اي را در نياورند. صادقي خروجي از اين گستره را آسيبي جدي براي تئاتر دانشجويي مي داند و مي افزايد: دومين آسيب اين تئاتر فقر است. تئاتر دانشجويي اصلا فقير است.
دانشجوها ايده هاي زيادي دارند و در بسياري مواقع هنرمندان پرتحرکي هستند. اما فقر اين تئاتر و کمبود امکانات آن باعث مي شود نتوانند از انرژي شان به نحوي مطلوب استفاده کنند. بنابراين براي بهبود وضعيت اين تئاتر ابتدا بايد برخي محدوديت ها را از ميان برداشت ، بعد دانش ، جسارت و طراوت را به دانشجويان تزريق کرد و سپس امکانات را در اختيار آنها قرار داد.

نظرها متفاوت است

محمدرضا شهبازي مدرس دانشگاه تئاتر دانشجويي را گستره مناسبي براي شکل گيري و به وجود آوردن تجربيات جديد مي داند و معتقد است که اصلا دانشگاه محل کشف شرايط، ويژگي ها و متدهاي جديد است که با توجه به مطالعات و پروسه تحصيل امکان بروز شيوه هاي جديد را فراهم مي کند. شهبازي مي گويد: من شخصا با عنوان جايزه و جشنواره مخالفم.
جشنواره هميشه زمينه و بستري براي گردهم آوردن برخي تجربيات جديد فراهم مي کند. در واقع جشنواره محل تبادل تجربيات است و اين اتفاق در جريان برگزاري آن هم براي شرکت کنندگان و هم براي تماشاگران رخ خواهد داد.
اما در کنار اين بستر و رويداد مهم دانشگاهي از دانشجويان تئاتر هم انتظار بيشتري مي رود تا به شکوفايي ، پيشرفت و رسيدن به تئاتر استاندارد جهاني نزديک شويم. در اين صورت تئاتر دانشگاهي مان نيز از اين رکود و سکون نسبي فعلي خارج خواهد شد.
محمودرضا رحيمي درباره صحبت برخي منتقدان که معتقدند جشنواره تئاتر دانشجويي هر سال با افت کيفي و آثار مواجه شده است ، نيز مي گويد: اتفاق خوب ديگري که در جشنواره امسال رخ داد، اين بود که دبيران جشنواره هاي 10 دوره گذشته در نشستي گردهم آمدند و به ارزيابي پرونده يکدهه اخير اين جشنوراه پرداختند. اما در عين حال در خصوص هر رويدادي نظرات مختلفي وجود دارد. به هر جهت هر پروسه اي در جريان طي زمان بايد خودش را تصحيح کند و من مي بينم که درباره جشنواره تئاتر دانشجويي اين اتفاق رخ داده است. به هر حال ، بهترين حالت آن است که اول ثبات زماني و مکاني برقرار شود و بعد به محاسن و معايب پرداخته شود. نقدهايي که درخصوص جشنواره مطرح مي شود کاملا محترم ؛ اما بايد توجه داشت همين حالا هم هنرمندان پيکره تئاتر حرفه اي کشور را بيشتر دانشگاهيان تشکيل داده اند. در واقعه نمي توان اين حرکت را نفي کرد. بايد به تحليل و ارزيابي آن پرداخت.
به هر حال آنچه مشخص است آن که بهترين کار در کنار هم قرار دادن نقدها، تحليل ها و نظرات است تا جشنواره تئاتر دانشجويي بعد از يک دهه بتواند در ادامه مسير موفق تر و پوياتر حرکت کند....
محمدرضا شهبازي در کنار بحثهاي مطرح شده حاصل کار دانشجويان در جشنواره هاي دانشجويي را ترکيبي از آموزش و توانايي هاي خود دانشجو مي داند و معتقد است که به روز بودن اطلاعات اساتيد و شرايط تحصيل در دانشگاه تاثير زيادي در شکل گيري اين روند دارد. وي در عين حال جشنواره زدگي ، جايزه و مسائل مالي را هم مهم مي داند و مي گويد: خيلي از دانشجوها براي دريافت جايزه و رتبه کاري در جشنواره شرکت مي کنند. خيلي ها هم نمي توانند وارد اين عرصه بشوند. اين عده استعداد کار کردن را دارند، اما شرايط کار کردن بسختي برايشان فراهم مي شود. اين مشکل روز به روز در ميان دانشجويان بيشتر مي شود و به همين دليل ممکن است جشنواره هاي پيشين از جشنواره هاي چند سال اخير بهتر بوده باشند.

چاپ شده در روزنامه جام جم . دوشنبه 10 ارديبهشت ماه 1386   03:35 مهدي نصيري

 

بررسي پرونده « تئاتر تجربي» در ايران در گفتگو با كارشناسان؛

 

تئاتر بر ضد تئاتر؟!

 

تئاتر تجربي، جرياني است كه پس از گسترش تئاتر رئاليستي و واقع گرايانه و كمرنگ شدن باورهاي تثبيت شده دوران كلاسيك از اواسط قرن بيستم در غرب آغاز شده است.
تئاتر تجربي (experimental) با اولين نوآوريها و ساختارشكنيها در مورد شيوه هاي كلاسيك متولد شد و با تجربيات ديگر در حوزه هاي مختلف فرم و شكل نمايشي، ادامه پيدا كرد و تا هنگامي كه امكان بكارگيري تجربيات نو و جسارت در استفاده از آنها وجود داشته باشد، اين تئاتر هم وجود خواهد داشت.
تئاتر تجربي به معناي آزمودن شيوه اجرايي متداول است و هر نوآوري در زمينه بيان هنر تئاتر را شامل مي شود. تئاتر مي تواند با تجربه اي نو و جديد، خودش را مطرح كند. در واقع ساختارهاي قديمي و قواعد تثبيت شده، در اين تئاتر شكسته مي شوند و عناصر درام بر مبناي تجربه جديد بر ساختار و فرم جديدي بنا مي شود.
البته اين ساختار جديد، حتماً يك دستاورد موفقيت آميز و قابل قبول نخواهد بود. نفس تجربه با آزمون وخطا نيز همراه است و ممكن است نتايج حاصل از يك تجربه نو موفقيت آميز هم نباشد و اين تئاتر شكست بخورد.
تئاتر تجربي با همه تعاريف و ويژگيهايي كه دارد و مي تواند داشته باشد، به هر شكل در كشور آن طور كه در غرب متداول شد، تعريف درستي پيدا نكرد. گروهي از كارشناسان، بسياري از سياه مشقهاي گروههاي آماتور را به واسطه اين كه با تجربيات هنري همراه بودند، در رده آثار تجربي قرار دادند و بسياري نيز تعاريف اين تئاتر را با اشكال ديگر خلط كردند. به هر حال تئاتر تجربي به معناي واقعي هنوز هم در بدنه تئاتر ما جايگاه و تعريف مشخص ومعلومي ندارد.
* تئاتر عليه تماشاگر
چيستا يثربي (نويسنده، كارگردان و مدرس تئاتر) نمايشي را كه در نوع خود پيشرو و آوانگارد باشد و خلاقيت آن در حدي باشد كه گويي اين سبكها و شيوه ها براي نخستين بار پديد آمده باشند، يك كار تجربي مي داند و مي افزايد: هدف اين تئاتر هم بايد اين باشد كه با استفاده از آن شيوه هاي جديدي براي بيان و ارتباط با مخاطب پيدا شود، نه براي بي بياني!
يثربي با انتقاد از برخي تئاترهاي موجود مي افزايد: تئاتر تجربي در كشور ما به تازگي تبديل به ضد تئاتر شده است. تعبير معمول هم اين است كه اگر تماشاگر از سالن فرار كرد و گفت، ديگر تئاتر نمي بينم آن وقت معلوم مي شود كه يك كار تجربي ديده است و من فكر مي كنم اين وضعيت براي تئاتر تجربي خيلي اسفناك است.وي مي گويد: البته ما در ميان آثارمان كارهاي خوب تجربي هم داريم كه بعضي از آنها به طور خصوصي و برخي ديگر در شهرستانها اجرا مي شوند، اما تئاتر ضد تئاتر هم كم نداريم. معمولاً تماشاگر از اين دست آثار گريزان است و اين شيوه ممكن است مخاطب را براي هميشه از تئاتر دلزده كند. متأسفانه روي برخي از اين آثار نام تجربي مي گذارند و در كارگاه تجربه هم به اجرا در مي آورند، اما به نظر من اجراي بسياري از اين آثار اشتباه محض است...
                                                                                              

چاپ شده در روزنامه قدس-۸ اردی بهشت ۱۳۸۵.توسط مهدی نصیری

ادامه نوشته