سقوط در برج شيشهاي
نصرالله قادري از آن دسته هنرمنداني است كه در حوزه تئاتر همواره سعي كرده شيوهها و قالبهاي اجرايي متفاوت را براي بيان اهداف محتوايي و مضامين مورد نظرش امتحان كند؛ بنابراين پيش از ديدن نمايشهاي او چه آنها كه خودش نويسنده نمايشنامه بوده و چه متون ديگر بسختي ميتوان شكل و شيوه اجراي كارش را پيشبيني كرد، هر چند يك ويژگي مشترك در بيشتر آثار اين نويسنده و كارگردان تئاتر وجود دارد. قادري نشان داده كه بخوبي ميتواند موقعيتها، سوژهها، قالبهاي اجرايي و موضوعات تاريخ مصرفدار را به روز كند و از دل اين محملهاي دراماتيك، زمينهها و بسترهايي متناسب با نياز و خواست معاصر يا مرتبط با مساله روز فراهم آورد.
شنيدن اينكه «كريستال تاور» داستاني مرتبط با اتفاق برخورد هواپيماي تروريستي با برجهاي دوقلوي تجارت جهاني در نيويورك (حادثه 11 سپتامبر) است، شايد در نخستين بازخورد ذهن تماشاگر را به سمت تكرار موضوعات مشابه چند ساله اخير در مورد اين رويداد منحرف كند، اما واقعيت اين است كه نمايش هيچگاه در محدوده يك فرصت زماني مشخص و تكرار موقعيتها و مضامين مشابه باقي نمانده و كارگردان سعي كرده است متن رونالد گرنز را در حد توان در انطباق با فرآيندي معاصر و تازه به تماشاگرش ارائه كند. اجازه بدهيد پيش از بحث درباره ويژگيهاي معاصر و نزديك به امروز نمايش بررسي كريستال تاور را از عنوان آن شروع كنيم.
نمايش نصرالله قادري پيش از هرچيز با عنوانش خود را به تماشاگر معرفي ميكند. عنوان اين نمايش در وهله نخست از نظر ادبي يك پارادوكس به معناي تضاد و اختلاف را با خود به همراه دارد؛ كريستال تاور، يعني برج شيشهاي و اين معنا از آنجا كه شكنندگي و آسيبپذيري شيشه را در مقابل يا در تضاد با استحكام و استواري برج قرار ميدهد، به تنهايي در اولين گام تماشاگر را براي قرار گرفتن در مقابل دنياي تضادها آماده ميكند.
اولين و مهمترين تضاد نمايش كه باز هم از عنوان و مكان نمايش ميتوان به آن دست يافت، در جايگاه شخصيتهاي داستان قابل بررسي است. اختلاف ميان طبقات و تقابل بين جايگاه طبقاتي انسانها نخستين چالشي است كه نمايش به طور مشخص مطرح ميكند. محور اين چالش حضور دختري به نام آنا پومر است كه به عنوان متصدي آسانسور در برج تجارت جهاني نيويورك كار ميكند. آنا پومر مثل آسانسورش كه مركز همه رويدادهاي مهم نمايش است در واقع به رابط ميان تضادهاي طبقاتي تبديل شده و همانطور كه آسانسور دنياي پايين برج را به طبقات بالا ارتباط ميدهد، آنا كه روياي ترقي را در سر دارد نيز در فاصله ميان گذشته تاريك زيرزميني و آرزوي حضور در بالاترين طبقه برج كريستال نشان داده ميشود.
ادامه مطلب را در اينجا بخوانيد: