گفتگو با هادی مرزبان :
| مطبوعات ويترين نمايش هاي من هستند | |||
|
| |||
| شنبه 27 مرداد ماه 1386 01:26 | |||
:«هادي مرزبان» تجربيات متعددي در حوزه بازيگري و کارگرداني تئاتر داشته است. او که فارغ التحصيل طراحي و کارگرداني دانشگاه برونل انگليس است ، تا به حال 17 نمايش را کارگرداني کرده است. نکته مهم در پرونده فعاليت هاي نمايشي «هادي مرزبان» کارگرداني 9 نمايش از اکبر رادي است. اولين نمايشنامه اي که مرزبان از نوشته هاي رادي انتخاب کرد، پلکان در سال 63 بود. هادي مرزبان پس از پلکان (که آن را بهترين نمايشنامه رادي مي داند) «آهسته با گل سرخ» را در سال 67 روي صحنه برد و 2 سال بعد نمايش «هاملت با سالاد فصل» را کارگرداني کرد. در اين دوران علاقه و اعتماد مرزبان نسبت به آثار رادي بيشتر و بيشتر شد. او 7 سال بعد از اين نمايش با اعتماد به نفس بيشتر به سراغ «آميز قلمدون» رفت و بعد از اين نمايش 12 سال طول کشيد تا متن ديگري از اکبر رادي را براي کار انتخاب کند. «باغ شب نماي ما» (81) ، «ملودي شهر باراني» (84) ، «پايين ، گذر سقاخانه» (85) و «لبخند باشکوه آقاي گيل» هم همکاري هاي مشترک ديگر رادي و مرزبان بودند که پشت سر هم در سالهاي اخير تکرار شدند. «لبخند باشکوه آقاي گيل» چند هفته اي است که در تالار اصلي در حال اجراست. ظاهرا شما فعاليت در حوزه تئاتر را با بازيگري شروع کرده ايد؟ چطور شد و چه روالي را طي کرديد که از بازيگري به کارگرداني تئاتر رسيديد؟ اتفاقا من بيشتر کارگرداني کرده ام و حرفه اصلي ام از ابتدا کارگرداني بوده است. منتها در کنار اين شغل بازي هم مي کردم. بازيهايم هم بيشتر در سينما و تلويزيون و باز بيشتر در تلويزيون بوده است. آن هم بيشتر به دليل شرايط مالي بهتر تلويزيون! راحت مي گويم! البته من تلويزيون را خيلي دوست دارم و آن را به سينما ترجيح مي دهم. خيلي ها هستند که بازيگري سينما و تلويزيون مي کنند و وقتي که آنجا بيکار شدند به سراغ تئاتر مي آيند. اما من تئاتر کار مي کنم و اگر لطمه اي به کار تئاترم نخورد، به تلويزيون مي روم. شما تا به حال 9 متن از آثار اکبر رادي را کارگرداني کرده ايد و مي توان گفت به تجربيات مستمري در زمينه کارگرداني اين سبک از نمايش دست يافته ايد. برخي معتقدند هادي مرزبان بدون حاشيه رفتن و اتلاف وقت و تجربه هاي چندگانه به دنبال دستيابي به سبک ويژه خودش در يک حوزه خاص است. خودتان اين قضيه را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ راستش را بخواهيد، من نبايد در اين باره صحبت کنم. اما خيلي از بچه ها به من گفته اند که به سبکي در حوزه اجرايي نمايش هاي اجتماعي ايراني دست يافته ام. بعضي به شوخي مي گويند: «تو ديگر متخصص کارهاي اکبر رادي شده اي!» الان حتي اگر يک جمله از ديالوگ هاي رادي را بشنوم ، مي فهمم کار، کار رادي است. اوايل تمرين همين نمايش ، بچه ها در جريان کار ديالوگي را مي گفتند و من مي گفتم: «اين نيست... اين ديالوگ ، ديالوگ رادي نيست!» بعد مي رفتيم متن را نگاه مي کرديم و مي ديديم که مثلا يک جمله يا يک کلام پس و پيش شده است. کار کردن با بازيگران باتجربه در مقايسه با بازيگران پرتعداد و جوان نمايش قبلي (پايين ، گذر سقاخانه) برايتان تفاوتي هم داشت؟ تا به حال از مبتدي ترين بچه هاي تئاتر و سينما تا حرفه اي ترين هاي آنها در تئاترهاي من کار کرده اند. ولي در ميان بازيگران پيشکسوت چند نفر هستند که بسيار بسيار با آنها راحت هستم. اصولا هر چقدر که بازيگر باتجربه تر باشد، در ارتباط با کارگردان خيلي راحت تر است. کارگردان هم با آنها راحت تر است و بهتر کار مي کند. من با ايرج راد، جمشيد مشايخي و اين اواخر با بهزاد فراهاني خيلي راحت کار کرده ام. اين هنرمندان بي اندازه انعطاف دارند، بي اندازه راحت هستند و در تمام مدت کار تمام دانش و دانسته هاي قبلي شان را بيرون سالن مي گذارند و تا وقتي سر تمرين هستند، مثل موم در دست کارگردان کار مي کنند و در جريان کار خودشان از تجربيات و دانسته هايشان استفاده مي کنند. اينجاست که بايد بگويم کار کردن با بهزاد فراهاني برايم خيلي خوب بوده است. خود بهزاد فراهاني چند وقت پيش يک نمايش را به عنوان کارگردان و بازيگر روي صحنه داشت. با توجه به اين تجربيات آيا اصلا دخالتي هم در کار شما داشتند؟ همين را مي خواهم بگويم. آقاي فراهاني برخلاف خيلي آدمها که تا دو تا کتاب مي خوانند، خيال مي کنند علامه دهر شده اند؛ خيلي خيلي راحت کار کردند.
خانم کابلي را از همان ابتدا براي بازيگر نقش فروغ الزمان انتخاب کرده بوديد؟ بله. ايشان از همان ابتدا تا امروز همراه با کار بوده اند. الناز شاکردوست که قبلا در گروه بازيگري شما حضور داشت ، چگونه انتخاب شده بود و چرا همکاري اش با گروه ادامه يافت؟ خانم شاکردوست در اصل براي نمايش «دکتر نون...» انتخاب شده بود. اما بعد از آن که «دکتر نون...» بنا به دلايلي موقتا کنار گذاشته شد، حس حرفه اي گري ام به من گفت که چون ايشان براي يکي ، دو نقش نمايش «لبخند باشکوه...» هم مناسب هستند، در اين کار هم حضور داشته باشند که البته اين همکاري ميسر نشد و ما با بازيگر ديگري کار کرديم. آيا پس از اتمام اين نمايش طرح ديگري را با همين ظرفيت آغاز خواهيد کرد؟ من هنوز اين کار را تمام نکرده ، در حال فراهم کردن مقدمات شروع کار بعدي ام هستم. اصلا کار حرفه اي يعني همين! من الان ناراحت اين هستم که نمايشم که شبها روي صحنه است ، روزها بايد بروم سراغ تمرين پيس بعدي و دغدغه شروع فوري کار جديدم را دارم. دليلي ندارد که بنشينم تا اين نمايش تمام بشود، يک مدت بگذرد و... اصلا اين حرفها نيست. من قرار است تئاتر حرفه اي کار کنم. تئاتر حرفه اي هم يعني اين که شب اجرا، صبح تمرين! بايد نمايش قبلي تمام بشود و نمايش جديد فورا جايگزين شود. گروههاي حرفه اي در دنيا اين طوري کار مي کنند. در اين مملکت هم بايد همين طور باشند. مگر ما چه چيزي کمتر از ديگران داريم. در ميان صحبت هايتان چند بار از منتقدان در مطبوعات گلايه داشته ايد. چرا اينقدر از خبرنگاران و مطبوعات ناراضي هستيد؟ نه ، اين طور نيست. اولا اين را بگويم که من با منتقدان رابطه خيلي خيلي خوبي دارم. من در انگليس هم که بودم ، وقتي با دوستانمان تصميم مي گرفتيم تئاتر ببينيم ، پيشنهاد مي کردم اول چند تا نقد درباره نمايش ها بخوانيم و بعد به ديدن آنها برويم. واقعا فرهنگ من درخصوص نقد همين طور است. حتي اگر نقدي ضعيف باشد، معتقدم خواندنش خالي از ارزش نيست. من به نقد، چه ضعيف و چه قوي اعتقاد دارم و مي گويم که به هر حال اين نقد را کسي نوشته است که يک تشخيصي داده شده که مشغول کار در روزنامه بشود. به همين دليل ، دوستي هاي زيادي با منتقدان دارم. اما بعضي وقتها، مثلا در همين روزنامه شما تيتر زده بودند که «چرا يک کارگردان در يک سال دو کار؟!» واقعا خيلي تعجب کردم. هر کس مي تواند کار کند: «بسم الله»، بيايد و کار کند. ما بايد از خدا بخواهيم که يک هنرمند بتواند سالي 3 نمايش روي صحنه ببرد. وقتي من همه زندگي ام را گذاشته ام ، روي تئاتر و مي توانم سالي دو تا کار بکنم ، خب چرا نکنم. من که نبايد کفاره تنبلي هاي بعضي دوستان را بدهم ! بعضي ها دلشان نمي خواهد کار کنند. برخي هم در سينما و تلويزيون گرفتارند. خب چه اشکالي دارد که من سالي دو تا نمايش روي صحنه ببرم. من از اين يک مقدار گلايه مند شدم وگرنه ويترين کار من شما هستيد و ضمنا نگاه شما به کار، من را متوجه خيلي از اشکالات خودم مي کند. کار منتقد همين است. ما که نمي توانيم توي جامعه بگرديم و تمام تماشاگرانمان را پيدا کنيم و بگوييم «اينجا نظر من اين نبوده است!» اصلا اثر هنري بايد در نتيجه برآيند نظرات ديگران سنجيده شود. | |||
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۶ ساعت توسط مهدی نصیری
|
:«هادي مرزبان» تجربيات متعددي در حوزه بازيگري و کارگرداني تئاتر داشته است. او که فارغ التحصيل طراحي و کارگرداني دانشگاه برونل انگليس است ، تا به حال 17 نمايش را کارگرداني کرده است.